|
مدتی هـــست نگــاهم به تماشای خداست !
|

بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم صلي على محمد وال محمد وعجل فرجهم واهلك اعدائهم
مرد سياهي خدمت امير المؤمنين عليه السلام امد واقرار كرد كه دزدى كرده ام حضرت علي عليه السلام سه مرتبه از او اقرار كرفت
مرد سياه عرض كرد : يا امير المؤمنين مرا از اين كناه باك كردان
حضرت علي عليه السلام دستور داد دست او را قطع كردند0
شخصي به نام ابن كواء به ان شخص سياه برخورد كرد وكفت جه كسي دست تو را جدا كرده است ؟
او كفت : "شجاع ترين مردم حجاز انتقام كيرند جهال كسي كه نسب او كريم است وشريف الفضل محل الحرمين وارث المشعرين ابو السبطين بدر حسن وحسين است او اول شخص كه ايمان اورد كسي كه مؤيد به جبرائيل ويارى كرده به ميكائيل حبل المتين ومحفوظ شده توسط لشكر اسمان مي باشد به خدا سوكند اين شخص امير المؤمنين عليه السلام است
ابن كواء كفت دست تو را جداكرده است وحالا تو ثناى او را مي كويى؟
او كفت بله :اكر بدن مرا باره باره هم كند جيزى جز محبت او بر من اضافه نمي كردد0
ابن كواء از او جدا شده وخدمت امير المؤمنين عليه السلام رسيد وجريان صحبت هايش ان مرد سياه را عرض نمود
حضرت فرمود: اى ابن كواء اكر دوستانمان را باره باره كنيم انها جزء محبت ودوستي ما اضافه نمي كردد
جون مي دانند رفتار ما براى انها باعث بالا رفتن درجه ومقام انها است در ميان دشمنان ما كساني هستند كه اكر عسل وروغن به انها بخورانيم جيزى جز دشمني وعداوت ما بر انها اضافه نمي كردد
سبس حضرت علي عليه السلام به امام حسن عليه السلام فرمود :برو اسود را بياور بس امام حسن عليه السلام او را نزد امير المؤمنين عليه السلام حاضر كرد
حضرت علي عليه السلام دست قطع شده او را زير رداء خويش قرار داد وكلماتي را قرائت فرمود بطوريكه كسي ندانست ان حضرت جه مي خواند 0 انكاه دست اسود به حالت اول بركشت وسالم شد 0 اللهم صلي على محمد وال محمد وعجل فرجهم
همجنين مرويست كه يك دست هشام بن عدى همداني در جنك صفين جدا شد حضرت علي عليه السلام دست او را كرفت وجيزي قرائت فرمود ودست او را به بازويش متصل كرانيد
هشام كفت يا علي جه جيز قرائت فرمودى
حضرت فرمود فاتحه الكتاب را خواندم
هشام از روى تعجب كفت فاتحه الكتاب
كويا او ان را كوجك شمرد بس دست او جدا شد و حضرت نيز او رها كرد ورفت
عجائب ومعجزات شكفت انكيزى از حضرت علي عليه السلام
در سال 26 هجري قمري، حضرت عباس (ع) پايه عرصه گيتي نهاد. مادر گراميش فاطمه، دخت حزام بن خالد بن ربيعه بن عامر كلبي و كنيه اش (ام البنين) بود.چند سال پس از شهادت حضرت فاطمه (س) بود، كه اميرالمومنين از برادرش عقيل، كه به اصل و نسب قبايل آگاه بود، درخواست كرد زني را از دودماني شجاع براي او خواستگاري كند و عقيل، فاطمه كلابيه (ام البنين) را براي آن حضرت خواستگاري كرد و ازدواج صورت گرفت.اميرالمومنين (ع) از اين بانوي گرامي، صاحب چهار پسر به نامهاي عباس، عثمان، جعفر و عبدالله شد.عباس (ع) ازبرادران ديگرش بزرگتر بود و هر چهار برادر به امام خويش، حسين (ع) وفادار بودند و در روز عاشورا در راه آن امام جان خود را نثار كردند.ارادت قلبي ام البنين (س) به خاندان پيامبر (ص) آنقدر بود كه امام حسين (ع) را از فرزندان خود بيشتر دوست مي داشت؛ بطوري كه وقتي به اين بانوي گرامي خبر شهادت چهار فرزندش را دادند فرمود: مرا از حال حسين (ع) باخبر سازيد و چون خبر شهادت امام حسين (ع) به او داده شد، فرمود رگهاي قلبم گسسته شد، اولادم و هر چه زير اين آسمان كبود است، فداي امام حسين (ع).
